شاهکار گوگل در فاجعه ژاپن
به نام خدا
سلام. خسته نباشید.

لطفا به لینک زیر برید و موستونو روی تصاویر به راست و چپ بکشید. مقایسه ای بسیار جالب از قبل و بعد زلزله و سونامی که تو ژاپن اتفاق افتاد!
از دستش ندید!! خیلی جالبه ها!
به نام خدا
سلام. خسته نباشید.

لطفا به لینک زیر برید و موستونو روی تصاویر به راست و چپ بکشید. مقایسه ای بسیار جالب از قبل و بعد زلزله و سونامی که تو ژاپن اتفاق افتاد!
از دستش ندید!! خیلی جالبه ها!
به نام خدا
سلام دوستان. خسته نباشید. سال نو شما مبارک.
چند روزی وبلاگمون قالب نداشت و شمارنده و اوقات شرعی هم حذف شده بود! با اجازه ی شما قالب رو عوض کردیم. آمار و اوقات رو هم دوباره به جای اصلی خودش بازگردانیدیم!!!
ضمنا، اگه پیشنهادی برای کدهای جاوا اسکریپت دارید که تو وبلاگ بذاریم حتما تو قسمت نظرات به من بگید!
با تشکر. سید حسن


بسم رب المولانا مهدي

گلها همه با اذن تو برخواسته اند از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک اول فرج تو از خدا خواسته اند . . .
بسم رب المولانا مهدي
معلّى می گويد: در صبحگاه نوروز به حضور امام
صادق عليه السلام رسيدم. حضرت از من پرسيد: معلّى آيا از امروز چيزى می
دانى؟ گفتم: خير، ليكن ايرانيان امروز را بزرگ می دارند، به همديگر تبريك
می گويند. امام فرمود: گراميداشت امروز به سبب وقايعى است كه براى تو
بازگو می كنم:
ـ «نوروز» همان روزى است كه خداوند از بندگان خود ميثاق گرفت كه بنده خدا
باشند، براى او شريك قايل نشوند و غير از خداوند كسى را عبادت نكنند؛يعنى
روز آزادى است.
ـ «نوروز» همان روزى است كه براى اولين مرتبه خورشيد طلوع نمود؛ يعنى روز روشنايى و درخشش است.
ـ «نوروز» روزى است كه كشتى نوح بر «جودى» نشست؛ يعنى روز نجات از عذاب الهى است.
ـ «نوروز» روزى است كه حضرت ابراهيم عليه السلام بتها را شكست؛ يعنى روز مبارزه با شرك و بت پرستى است.
ـ «نوروز» همان روزى است كه جبرئيل امين بر پيامبر صلی الله عليه و آله هبوط نمود؛ يعنى روز دريافت پيام الهى است.
ـ «نوروز» همان روزى است كه رسول الله صلی الله عليه و آله حضرت على
عليه السلام را بر دوش گرفت و بتهاى قريش را از بالاى كعبه به زمين ريخت؛
يعنى روز پيراستن خانه هاى پاك از آلودگی هاست.
ـ «نوروز» روزى است كه پيامبر صلی الله عليه و آله حضرت على عليه
السلام را در محل «غدير خم» به مردم به عنوان اميرمؤمنين معرفى كرد؛ يعنى
روز پيمان با ولايت است.
در پناه ارباب مهربان و تنهايمان
>پیغام گیر تلفن شاعران بزرگ,
>>>>>>
>>>>>> پیغام گیر فردوسی
>>>>>>نمی باشم امروز اندر سرای
>>>>>>که رسم ادب را بیارم به جای
>>>>>به پیغامت ای دوست گویم جواب
>>>>چو فردا بر اید بلند آفتاب
>>>>
>>>>
>>>>پیغام گیر خیام
>>>>این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
>>>>ممنون توام که کرده ای از من یاد
>>>>رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
>>>>آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد
>>>>
>>>>
>>>>پیغام گیر منوچهری
>>>از شرم به رنگ باده باشد رویم
>>در خانه نباشم که سلامی گویم بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمتزان پیش که همچو برف
>>گردد رویم
>
>پیغام گیر مولانا
>بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم
>شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم
>برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
>فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم
>
>
>پیغام گیر بابا طاهر
>تلیفون کرده ای جانم فدایت
>الهی مو به قوربون صدایت
>چو از صحرا بیایم نازنینم
>فرستم پاسخی از دل برایت
>
>
>پیغام گیر حافظ
>رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
>تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور
>بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
>زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور
>
>
>پیغام گیر سعدی
>از آوای دل انگیز تو مستم
>نباشم خانه و شرمنده هستم
>به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
>فلک را گر فرصتی دادی به دستم
>
>
>پیغام گیر نیما
>چون صداهایی که می آید
>شباهنگام از جنگل
>از شغالی دور
>گر شنیدی بوق
>بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
>در فضایی عاری از تزویر
>ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
>پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
جواب معما:
رنگ کلاه نابينا قرمز بوده.
اگر رنگ کلاه نابينا آبي بود ، يکي از بيناي اول يا بيناي دوم حتما رنگ کلاه خود را تشخيص مي داد.
مثال: اگر کلاه نابينا آبي باشد ، بيناي اول به کلاه بيناي دوم نگاه مي کند ، اگر اون هم آبي بود ، مي فهمد که کلاه خودش قرمز است چون فقط دوتا کلاه آبي داشتيم. اگر کلاه بيناي دوم قرمز باشد ، بيناي اول نمي تواند رنگ کلاه خود را تشخيص دهد در اين صورت بيناي دوم رنگ کلاه خود را تشخيص مي دهد چون اگر رنگ کلاهش آبي بود که بيناي اول رنگ کلاه خود را تشخيص مي داد. پس رنگ کلاه بيناي دوم قرمز است و بيناي دوم حتما جواب را مي دانست.
با استفاده از مثال بالا ثابت کرديم که رنگ کلاه نابينا نمي توانسته آبي باشد.
جواب معماي جعبه حاوي حبه قندهاي سبکتر
جواب معما:
ابتدا جعبه قندها را از شماره ۱ (يک) تا ۱۰۰ (صد) شماره گذاري مي کنيم. سپس از هر جعبه برابر با شماره اش قند بر ميداريم ، مثلاً از حعبه شماره يک ، يک حبه قند ، از جعبه شماره دو ، دو حبه قند ، از جعبه شماره سه ، سه حبه قند و ...
جمع همه اين قندها مي شود ۵۰۵۰ (پنج هزارو پنجاه) حبه قند. حالا اين ۵۰۵۰ (پنج هزارو پنجاه) حبه قند را وزن مي کنيم ، اگر يک گرم از ۵۰۵۰a گرم کمتر بود جعبه شماره يک شامل حبه قندهاي داراي وزن a-1 گرم است و اگر دو گرم از ۵۰۵۰a گرم کمتر بود جعبه شماره دو شامل حبه قندهاي با وزن a-1 گرم است و به طور کلي اگر n گرم از ۵۰۵۰a گرم کمتر بود جعبه شماره n شامل حبه قندهاي با وزن a-1 گرم است.
مثال: اگر n=100gr آنگاه جعبه شماره ۱۰۰ (صد) شامل حبه قندهاي با وزن a-1 گرم است. و اگر n=90gr آنگاه جعبه شماره ۹۰ (نود) جعبه مورد نظر است.
جواب معماي شکل ششم
جواب معما:
اگه خوب دقت کنيد ...
متوجه خواهيد شد که اين تصاوير مربوط به اعداد ١ تا ٦ هستند که جلوي يک آينه قرار گرفته اند ...
جواب معما:
او 31 سي و يک گوسفند به شهر برده بود ...
1. نصف به اضافه نيم گوسفند رو به نفر اول مي دهد ، اگر سي و يک گوسفند داشته باشيم يعني شانزده گوسفند فروختيم مي مونه پانزده تاي بقيه ...
2. نصف به اضافه نيم گوسفند رو هم نفر دوم مي خره ، يعني هفت و نيم به اضافه نيم ، ميشه هشت تا كه نفر دوم مي بره ...
3. نصف به اضافه نيم گوسفند ديگه هم به نفر سوم مي دهد كه از هفت تاي باقيمانده كم مي شه ، يعني چهار تا ، در نهايت مي مونه سه گوسفند ...
بسم رب المولانا المهدي

با سلام و درود خدمت شما دوستان عزيز
نكاتي چند :
1. لطفا از آرشيو موضوعي كه براي شما تدارك ديده شده هم استفاده كنيد ، چون جديدا بخش معما رو هم اضافه كرديم ، شايد كمي چهره وبلاگ ناخوشايند نشون بده .
2. همچنين لازم به ذكر هست كه به نويسنده جديدمون شهريار جان هم تبريك بگيم .
3. علي به خاطر سرپيچي از قوانين تا اطلاع ثانوي دسترسيش قطع شد .
در پناه مولاي مهربان و تنهايمان

... در يكي از قبايل افريقا افراد براي گفتن "بله" سر خود را از چپ به راست حركت مي دهند ( يعني همان حركتي كه بين مردم آمريكا معني نه مي دهد)
در واقع اين حركت ويژگي افراد اين قبيله است و درواقع در هيچ قبيله افريقايي ديگري اين حركت به اين معني صورت نمي گيرد.
فرض كنيد در جنگلهاي آفريقا گم شده ايد و با شخصي مواجه مي شويد كه حدس مي زنيد از اين قبيله است . از او مي پرسيد كه عضو اين قبيله است يا نه . او سرش را از چپ به راست تكان مي دهد( ولي چيزي نمي گويد ).چه نتيجه اي مي گيريد؟ چرا؟ آيا ميتوانيد سوال ديگري بپرسيد كه جوابش فقط با تكان دادن سر موضوع را فيصله دهد؟ ...